تبليغاتX
حکایت هفتم
هديه

 

دل من می دونه که عاشق نمی شه

آخه لایق این عشق پیدا نمی شه

دل من ادای عشق و آسون بلده

ولی عشق افسانه ای پیدا نمی شه

دل من به کی بگه ؟

اصلا خدا به تو میگم

می دونم تو هم تو عشق کم می ذاری

می دونم تو هم واسم خط و نشون می ذاری

آخه خدا جونم عشق با ترس معنی نداره

عشق بی ترسم پیدا نمی شه !!!

اگه گذاشت و رفت چی کار کنم ؟

اگه دیگه دوستم تداشت چی کار کنم ؟

چرا مجنون دیگه پیدا نمی شه؟

چرا فرهاد دیگه رسوا نمیشه؟

پس همشون قصه بودن

قصه هم که راست  نمی شه

دیگه تکرارم نمی شه

پس بیا عاشق نشیم

عاشق که نه مجنون نشیم

شاید این دل آروم بگیره

سراغ عشق و عاشقی رو نگیره...

نوشته شده توسط com.....shiraz......com در چهارشنبه یکم شهریور 1385 ساعت 16:35 | لینک ثابت |

قلب درخت هم به خاطر عشقش از جا کنده شد!!!!!!!!!!!!
                       
نوشته شده توسط com.....shiraz......com در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 16:58 | لینک ثابت |


                  
نوشته شده توسط com.....shiraz......com در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 16:48 | لینک ثابت |

قلبی که شکست و آزاد شد
                                           
نوشته شده توسط com.....shiraz......com در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 12:27 | لینک ثابت |

عشق
                                     
نوشته شده توسط com.....shiraz......com در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 12:2 | لینک ثابت |

رهایی
             
نوشته شده توسط com.....shiraz......com در دوشنبه نهم مرداد 1385 ساعت 17:32 | لینک ثابت |

عشق برفی

           

 

 

 

               

              دانه ی برفی ، بلوری ستاره ای   

              هوای برفی ، بازی های کودکانه ای

              زمین برفی ، قدم زدن در میان راهی

              آسمان برفی ، زیبایی عاشقانه ایی

              باریدن آن ، الطاف خداوندی

               برف گرچه سرد و لحظه ای یخ

              اما آب می شود و جاری

              وقت حس شدن گرمایی مقدس

              عشق برفی ، گرم در میان دستان عاشقانی

              عشق برفی .. دانه  ی برفی ، هوای برفی

              زمین برفی ، آسمان برفی ، باریدن آن ....

              اما هنوز ردپای من در برف ... تنها ردپای من ...                      

نوشته شده توسط com.....shiraz......com در یکشنبه یکم مرداد 1385 ساعت 17:23 | لینک ثابت |

قلب شکسته

دوستت داشتم قسم به قلــب خستت

دوستت داشتم قسم به لباي بستت

دوستت داشتم قسم به صافــــي آيينه

دوستت داشتم قسم به دل بي کينه

دوستت داشتم قسم به گــل و گلدون

دوستت داشتم قسم به ليلي و مجنون

دوستت داشتم قسم بــه پـرواز ابـــر

دوستت داشتم قسم به خورشيد زرد

دوستت داشتم قسم به موج دريـــــا

دوستت داشتم قسم به جــون عاشقــا

دوستت داشتم قسم به چشم پاکت

دوستت داشتم قسم به قلــب خستت

دوستت داشتم قسم به لباي بستت

دوستت داشتم قسم به صافــــي آيينه

دوستت داشتم قسم به دل بي کينه

نوشته شده توسط com.....shiraz......com در جمعه نهم تیر 1385 ساعت 8:14 | لینک ثابت |


 

               

دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو

غرق شقایق میکنم فقط به خاطر تو

 

بشنو تو ای ملکه ی قلب من

می خوام

 همچون نامت همیشه بهاری باشی !

 

 

تولد باران
لبريز از سخاوت خورشيد
مست از تولد باران
حيرانم ، حيران .
كسي در يك قدمي ام بود
كسي در يك قدمي ام هست
و من در هزار قدمي خود
تنهايم
تنها تر از لحظه اي كه ذوب مي شوم
تنها تر از لحظه اي كه باراني ام
معلق در فضاي دلتنگي
سرگردان در هواي رسيدن
دلتنگ دلتنگ دلتنگ
تنهاي تنهاي تنها
ولي هنوز خورشيد ؛ مي تابد
و باران ، مي بارد

نوشته شده توسط com.....shiraz......com در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 ساعت 8:23 | لینک ثابت |

تا توانستم ندانستم چه سود ؟

 

مي گفت كه عاشقم شده

ديوونه ي چشامه

اگه دلم با اون باشه

تا هميشه باهام

مي گفت كه عين يه موم

شده اسير دستام

شب تا سحر در گوشم

فقط مي گفت تو رو مي خوام

مي گفت نرو اگه بري

دنيا واسم سياه مي شه

قلب اسيرم تو قفس

عين خدا تنها مي شه

مي كفت كه شبها تا سحر

به ياد من مي شينه

به ياد من اشك مي ريزه

خواب منو مي بينه

مي گفت تو دنيا يكي هست

كه اونو مي پرسته

عاشقشه واسه همين

منتظرش نشسته

اما نگفت تو زندگي

راستي حاليش نمي شه

هيچي سرش نمي شه و

هيچي سرش نمي شه

حالا كه رفته مي بينم

دنيا همش سرابه

هر كي مي گه عاشقتم

مي گم دروغ مي بافه

نوشته شده توسط com.....shiraz......com در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 ساعت 11:10 | لینک ثابت |

گل عشق

عشق تنها گلی است که بی نیاز از فصول می رویدو غنچه می دهد.

"جبران خلیل جبران"

وقتی کسی حرف شما را گوش نمی دهد٬ بدانید این شما هستید که نمی توانید

آنها را راغب به گوش دادن کنید.

"دکتر فیلیپ مک گرا"

نوشته شده توسط com.....shiraz......com در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 ساعت 0:6 | لینک ثابت |


عشق درست مثل جیوه در کف دست انسان است... اگر انگشتانتان را مشت کنید کف دستتان

باقی می ماند. اگر دستتان را باز کنید ناگهان از دستتان سر می خورد و می ریزد.

"دالایی لاما"

 

 

تنها جایزه صادق بودن٬همان صداقت است وتنها راه برای داشتن یک دوست حقیقی

اینست که خودتان یک دوست به تمام معنا باشید.

نوشته شده توسط com.....shiraz......com در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 ساعت 15:20 | لینک ثابت |

زندان عشق
اونكه پشت شيشه شبا سر میذاره
میدونه پنجره بین ما دیواره
از پشت شیشه ها با رنج بی زبونی
میخونه با اشاره حدیث مهربونی حدیث مهربونی

پشت این پنجره های بسته نامهربون
برام از خوبی و از شادی بخون
پشت این پنجره های بسته نامهربون
برام از خوبی و از شادی بخون

صدای گریه هامون،نوای هر شب ماست
تو این شب غریبه،صدای تو آشناست
تو این کویر غربت کسی به فکر ما نیست
به فکر آبی دور به فکر دریاها نیست

شب،نباید،تو دلم،خونه کنه
بگو آفتاب زلفاشو شونه کنه
نوشته شده توسط com.....shiraz......com در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 ساعت 11:48 | لینک ثابت |

عشق کودکان
 

عشق از نگاه کودکان :

 

 

از زمانی که مادربزرگرم دچار آرتروز شد دیگر نمیتوانست خم شود و ناخن های پایش را خودش کوتاه کند و این کار را پدربزرگم براش انجام میداد . حتی وقتی که دست های خودش هم دچار آرتروز شد . این عشق است . 

 

 8 ساله:

 

وقتی کسی شما را عاشقانه دوست میدارد شیوه بیان اسم شما در صدای او متفاوت است و تو میدانی که نامت در لبهای او ایمن است . 

 

۴ ساله:

 

عشق یعنی اینکه وقتی برای خوردن غذابا کسی بیرون میری بیشتر چیپس خود رو به او بدی بدون اینکه توقع متقابلی داشته باشی ! 

 

 

عشق یعنی اینکه وقتی مامان برای بابا قهوه درست میکنه و برای اطمینان از طعمش اول خودش کمی ازش میخوره . 

 ۷ ساله

 

عشق یعنی اون وقتی که به کسی میگویی لباست خیلی قشنگه و اون از فردا هر روز همون رو پیشت میپوشه . 

۵ ساله

 عشق یعنی زمانی که مامان بهترین تکه مرغ رو واسه بابا میزاره ! 

نوشته شده توسط com.....shiraz......com در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 ساعت 16:23 | لینک ثابت |

طلب عشق

                        

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

نوشته شده توسط com.....shiraz......com در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 ساعت 15:59 | لینک ثابت |

 


irLearn.com